وقت نماز آیات (در زلزله)
کنشهای بیشتر
طبق نظر آیتالله سیستانی:
با توجه به محدود بودن زمان زلزله، مکلف باید در اولین فرصت نماز آیات را بخواند، بهطوریکه در نظر مردم تأخیر به حساب نیاید.
پس اگر زمان «متصل به آیه» بگذرد (مدتی کوتاه بعد از پایان زلزله)، قضای نماز آیات واجب نیست، ولی احتیاط مستحب است نماز آیات را بدون نیت ادا یا قضا بخواند.
نکته: اگر عمداً نماز آیات را از وقت خود به تأخیر انداخته باشد، کار حرام انجام داده است.
در حوادث آسمانی (مانند رعد و برق) یا زمینی (مانند رانش زمین) که موجب ترس اکثر مردم شود، در صورتیکه به احتیاط مستحب بخواهد عمل شود:
- اگر زمان حادثه کوتاه باشد، باید فوراً نماز را خواند.
- اگر زمان حادثه طولانی باشد (مثل طوفان شدید و ممتد)، فوری خواندن نماز لازم نیست.
استفتائات
منابع فقهی
توضیح المسائل
مسأله ۱۴۷۷ ـ موقعی که رعد و برق و مانند اینها اتفاق میافتد، و بخواهد احتیاط کند اگر وقتشان وسعت داشته باشد لازم نیست نماز آیات را فوراً بخواند، و در غیر این صورت مانند زلزله باید فوراً آن را بخواند به نحوی که در نظر مردم تأخیر محسوب نشود، و اگر تأخیر کرد احتیاط مستحب آن است که بعداً بدون نیت ادا و قضا بخواند.
رساله جامع
ج۱، مسأله ۲۰۳۰. موقعی که زلزله، رعد و برق و مانند اینها اتّفاق میافتد و انسان بخواهد احتیاط کرده و نماز آیات را بهجا آورد (که این احتیاط در زلزله احتیاط واجب و در بقیّه احتیاط مستحب است)، اگر وقتشان وسعت داشته باشد مانند طوفانهای شدید و طولانی، لازم نیست نماز آیات را فوراً بخواند؛
امّا اگر وقت تنگ باشد، مثل بسیاری از موارد زلزله، باید فوراً آن را بخواند طوری که در نظر عرف تأخیر محسوب نشود؛
البتّه اگر خواندن نماز را به تأخیر بیندازد تا زمان «متّصل به آیه» بگذرد، خواندن نماز آیات بر او واجب نیست، ولی احتیاط مستحب است که آن را بعداً بدون نیّت ادا و قضا بخواند.[ بنابراین، کسی که بعد از گذشت مثلاً نیم ساعت یا یک ساعت از زمان پایان زلزله متوجّه شده که زلزله رخ داده، زمان متّصل به آیه سپری شده است؛ ولی معلوم کردن مقدار حداقلّی زمان مذکور به دقیقه میسّر نیست و مکلّف میتواند در موارد مشکوک احتیاط کرده یا به مجتهد جامع الشرایط دیگر مراجعه نماید.]
ج۱، مسأله ۲۰۴۴. همان طور که در مسألۀ «۲۰۳۰» ذکر شد، مکلّف باید پس از وقوع زلزله، فوراً نماز آیات را بخواند طوری که در نظر مردم تأخیر محسوب نشود؛ امّا اگر به هر دلیلی خواندن نماز آیات زلزله را به تأخیر بیندازد[هرچند به جهت اینکه مثلاً در هنگام وقوع زلزله خواب بوده و متوجّه وقوع آن نشده باشد.] تا زمان متّصل به حادثه زلزله بگذرد، خواندن نماز آیات بر او واجب نیست، هرچند احتیاط مستحب آن است که آن را بعداً بدون نیّت ادا و قضا بخواند.
ج۱، مسأله ۲۰۴۵. اگر مکلّف بفهمد نماز آیاتی که برای خورشید گرفتگی یا ماه گرفتگی خوانده، باطل بوده، باید آن را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید و اگر انسان متوجّه شود نماز آیاتی که برای زلزله خوانده، باطل بوده، در صورتی که زمان متّصل به حادثه زلزله گذشته باشد، نماز آیات از او ساقط است و لازم نیست آن را دوباره بخواند، هرچند احتیاط مستحب است که بعداً بدون نیّت ادا و قضا آن را بخواند.
المسائل المنتخبه
(مسألة ۴۵۶): وقت صلاة الآیات فی الکسوف والخسوف من ابتداء حدوثهما إلی تمام الانجلاء، والأحوط الأولی عدم تأخیرها عن الشروع فی الانجلاء، وأمّا فی غیرهما فتجب المبادرة بمجرّد حصول الآیة مع ضیق زمانها، وأمّا مع سعته فلا یجب البدار. وإن لم یصلّ حتّی مضی الزمان المتّصل بالآیة سقط وجوبها.
منهاج الصالحین
قبل از مساله ۷۰۳
وقت الشروع فی صلاة الکسوفین من حین الشروع فی الانکساف إلی تمام الانجلاء، والأحوط استحباباً عدم تأخیرها عن الشروع فی الانجلاء، وإذا لم یدرک المصلّی من الوقت إلّا مقدار رکعة صلّاها أداءً، وکذلک إذا لم یسع الوقت إلّا بقدر الرکعة، بل وکذا إذا قصر عن أداء الرکعة أیضاً، وأمّا سائر الآیات فلم یثبت لصلاتها وقت محدّد، بل یؤتی بها بمجرّد حصولها، إلّا مع سعة زمان الآیة فلا تجب المبادرة إلیها حینئذٍ.
مسألة ۷۰۴: فی غیر الکسوفین من الآیات إذا لم یصلِّ حتّی مضی الزمان المتّصل بالآیة سقط وجوبها، وإن کان الأحوط الأولی الاتیان بها ما دام العمر .
عروه الوثقی
بعد مساله ۱۷۵۲ خط یازدهم
.... وأما فی الزلزلة وسائر الایات المخوفة فلا وقت لها بل یجب المبادرة إلی الإتیان بها بمجرد حصولها [(بل یجب المبادرة الی الاتیان بها بمجرد حصولها) : الظاهر عدم وجوب المبادرة مع سعة زمان الآیة کما ان الاظهر سقوط الصلاة بمضی الزمان المتصل بها مطلقاً وان کان الاحوط الاتیان بها ما دام العمر.]، وإن عصی فبعده إلی آخر العمل وتکون أداء مهما أتی بها إلی آخره.
[ ۱۷۶۱ ] مسألة ۹ : إذا علم بالکسوف أو الخسوف وأهمل حتی مضی الوقت عصی ووجب القضاء [(عصی ووجب القضاء) : الاحوط وجوباً الاغتسال قبل قضائها اذا کان الاحتراق کلیاً.]، وکذا إذا علم ثم نسی وجب القضاء، وأما إذا لم یعلم بهما حتی خرج الوقت الذی هو تمام الانجلاء فإن کان القرص محترقاً وجب القضاء، وإن لم یحترق کله لم یجب، وأما فی سائر الایات [(وأما فی سائر الایات) : تقدم الکلام حولها فی اول الفصل.] فمع تعمد التأخیر یجب الإتیان بها مادام العمر، وکذا إذا علم ونسی، وأما إذا لم یعلم بها حتی مضی الوقت أو حتی مضی الزمان المتصل بالآیة ففی الوجوب بعد العلم إشکال، لکن لا یترک الاحتیاط بالإتیان بها مادام العمر فوراً ففوراً.