Jump to content
تغییر منو
Toggle preferences menu
تغییر منوی شخصی
به سامانه وارد نشده‌اید
نشانی آی‌پی شما در صورت انجام هرگونه ویرایش به صورت عمومی قابل مشاهده خواهد بود.

موارد وجوب نماز آیات

از ویکی احکام
(تغییرمسیر از اسباب وجوب نماز آیات)

طبق نظر آیت‌الله سیستانی:

نماز آیات در موارد زیر بر هر فرد مکلف واجب است:

  • خورشیدگرفتگی (کسوف)، حتی اگر جزئی باشد؛
  • ماه‌گرفتگی (خسوف) حتی اگر جزئی باشد؛
  • زلزله‌ای که در محل سکونت مکلف قابل احساس باشد.[۱]

با وقوع هر یک از این سه مورد، نماز آیات واجب می‌شود، گرچه باعث ترس مردم نشود؛ البته در سایر رخدادهای طبیعی (آسمانی یا زمینی)؛ مانند رعد و برق شدید، بادهای سیاه یا سرخ، تاریکی غیرعادی، صاعقه، سقوط کوه، فرورفتن زمین یا کم‌شدن ناگهانی آب دریا، در صورتی که موجب ترس بیشتر مردم شود، بنابر احتیاط مستحب نماز آیات خوانده شود.

نماز آیات زلزله

یکی از حوادث طبیعی که موجب واجب شدن نماز آیات می‌شود، زلزله است.

هنگام پدید آمدن زلزله، خواندن نماز آیات فقط بر افرادی که در محل احساس زلزله حضور دارند، واجب می‌باشد و بر مردم سایر نقاط واجب نیست.

نماز آیات خسوف و کسوف

خسوف (ماه گرفتگی) و کسوف (خورشید گرفتگی) از آن دسته حوادث طبیعی بوده که موجب واجب شدن نماز آیات می‌شود، چه گرفتگی کلی یا جزئی باشد؛ البته به شرطی که قابل مشاهده باشد.

هنگام پدید آمدن خسوف و کسوف، خواندن نماز آیات فقط بر افرادی که در آن منطقه حضور دارند، واجب است.

راه‌های اثبات خسوف و کسوف و زلزله

زلزله و خورشید و ماه‌گرفتگی از دو راه ثابت می‌شود:

  • هر راه معقولی که برای مکلف اطمینان ایجاد کند؛ مثل: گفته منجمان
  • شهادت دو مرد عادل که از روی مشاهده خبر دهند، نه حدس و گمان

همسو: کیفیت خواندن نماز آیات •


استفتائات

السؤال: الغبار العاصف الذی یدهم مدینة النجف الأشرف فی شهور ۳ ، ۴ ، ۵ علی الأغلب وقد یؤدی إلی اصفرار او احمرار الجو فهل یوجب صلاة الآیات عندها ؟

الجواب: الأحوط الأولی الاتیان بها عند کل مخوف سماوی ـ حتی علی تقدیر انطباقه فی مفروض السؤال ـ ..

السؤال: هل اذا سمعنا صاعقة وجب علینا صلاة الایات او الصواعق التی تخیف فقط؟ هناک فی بعض الاحیان تکون الدنیا ممطرة لفترة طویلة والصواعق فیها کثیرة وتطول مع المطر فهل یجزی صلاة واحدة ای صلاة آیات واحدة ام نصلی فیها من بدء الصواعق وحتی نهایتها وقد تکون بعد ساعتین او اربع الخ؟

الجواب: الاقوی عدم وجوب صلاة الایات بسبب الصاعقة نعم الاتیان بها حینئذٍ هو الاحوط الاول ومورد هذا الاحتیاط الاستحبابی خصوص ما اذا کانت مخوفة لغالب الناس فلا عبرة بالمخوف للنادر کما لا عبرة بغیر المخوف.

پرسش: یک نوع ماه گرفتگی رخ می دهد که قرص ماه زیر سایه نمی رود بلکه به صورت یک نیم سایه کم رنگ روی قرص ماه قرار می گیرد آیا نماز آیات واجب است ؟

پاسخ: اگر این چنین است نماز آیات واجب نیست. و نماز ایات زمانی واجب می شود که نور بخشی یا کل قرص ماه مخفی شود.

السؤال: یقول الفلکیون انه سوف یحصل خسوف للقمر ولکنه لیس بانمحاء نور القمر عن بعضه او کله بل لما کان سیمر بمخروط شبه ظل الارض یصبح نوره باهتاً بعض الشیء فهل یوجب هذا النوع من الخسوف صلاة الآیات؟

الجواب: اذا حصل هذا فلا تجب صلاة الآیات، وانما تجب اذا اختفی نور بعض قرص القمر او کله.

السؤال: بالنسبة لکسوف الشمس حسبما یقال إنّ النسبة هی ۱% فهل تجب صلاة الآیات؟

الجواب: إذا لم یمکن رؤیته بالعین المجرّدة لم تجب صلاة الایات.

السؤال: ذکرتم فی مسألة ۷۰۲من المنهاج (إذا لم یعلم بالکسوف إلی تمام الانجلاء ولم یکن القرص محترقاً کله لم یجب القضاء) وذکرتم فی المسألة ۷۱۴من المنهاج أیضاً(یثبت الکسوف وغیره من الآیات بالعلم وبالاطمئنان الحاصل من أخبار الرصدی أو غیره من المناشیء العقلائیة ) :

۱- هل أخبار الرصدی المسبق أی قبل وقوع الکسوف مثلاً یدخل تحت عنوان العلم بحیث یجب القضاء فی الکسوف الجزئی ؟ وهل ذلک یدخل تحت باب العلم المعلق إذا افترض؟

۲- وهل یعتبر أخبار الرصدی حجة حتی ولو لم یبعث إطمئناناً لدی المکلف؟ وهل یشترط فیه حین حجته إذا کان مما یبعث الاطمئنان أن یکون ثقة أو عادلاً؟

۳- وهل الشیاع المتحصل بعد إخبار الرصدی عبر الصحف وغیرها کان فی بعث الاطمئنان ؟

۴- عند تضیق وقتها ولم یمکن المکلف من الإتیان بها إلا فی السیارة مثلاً بالإیماء ، فهل تصح منه تلک الصلاة؟ وهل یکفی التیمم حین تضیق الوقت؟

۵- لو کان المکلف شاک فی حدوث الکسوف وخاض المکلف من التحقق من ذلک بنفسه أو بغیره من الضرر لما یلزم فی بعض الأحیان من تأثیر الأشعة علی البصر أو کانت المرأة حاملاً وفاقت من تأثیره علی الجنین أو نفسها ، فهل یجب علیها الإتیان بالصلاة بما فی الذمة وإذا لم تأتِ بها فهل علیها القضاء إذا کان جزئیاً ؟

۶- ما المراد منه المناشیء العقلائیة فی إثبات الکسوف؟

۷- ذکرتم فی الفصل السادس فی المنهاج (۱) حول ثبوت الهلال أنه لا یثبت بقول المنجمین، فهل یفرق بین المنجمین وبین الرصدین ، وهل یمکن ثبوت الهلال بالرصدی کما هو فی الکسوف ؟

الجواب: ج ۱ ـ أخبار الرصدی بوقوع الکسوف فی وقت معین وان کان موجباً للعلم والأطمینان أحیانا إلاً أن من المحتمل کون الدخیل فی موضوع وجوب القضاء فیما إذا لم یکن القرص محترقاً بتمامه هو العلم بالکسوف فی زمان حصوله لا الأعم منه ومن العلم المسبق ، ومع ذلک لا یترک الاحتیاط بالقضاء فیما لو لم یصل إلی تمام الانجلاء مع العلم بوقوعه مسبقاً لغفلة أو غیرها .

ج ۲ - لا حجیة لأخبار الرصدی من حیث هو ولکن إذا أردت الاطمینان بما أخبر به کان الاطمینان حجة ولإدخاله لعدالة الرصدی فی ذلک بخلاف وثاقته وخبرویته التامة.

ج ۳ - یختلف ذلک حسب اختلاف الموارد والأشخاص فقد یوجب الاطمینان فی مورد لشخص ولا یوجبه له فی مورد آخر أو فی نفس ذلک المورد لغیره.

ج ۴ - صح منه بالإیماء إذا لم یتمکن من النزول من السیارة وأدائها علی الوجه الاختیاری ولم یتمکن أیضاً من أدائها فی نفس السیارة مشتملة علی الرکوع والسجود الحقیقیین ، وهکذا یکفی التیمم إذا خاف فوت الوقت باستعمال الماء فی تحصیل الطهارة .

ج ۵ - لا یجب الفحص مع الشک من تحقق الکسوف کما لا یجب الإتیان بصلاته أحتیاطاً ، ولو علم بتحقق بعد الانجلاء لم یجب القضاء مع عدم احتراق القرص بتمامه .

ج ۶ - المقصود بالمناشیء العقلائیة لحصول الاطمینان بتحقق الکسوف هی المبادئ الصالحة لحصول الاطمینان به من نظر العقلاء کأخبار الرصدی مثلاً بخلاف الرؤیا ونحوها ما لا یصلح لذلک فی نظرهم.

ج ۷ - المقصود بالمنجم والرصدی واحد،ولا حجیة لقولهما تعبداً، أی لا عبرة بقول المنجم إلا اذا اورث الاطمئنان بکون الهلال موجوداً فی الافق المحلی علی نحو قابل للرؤیة بالعین المجردة لولا الموانع من غیم ونحوه، ولا عبرة بقول الرصدی إلا اذا اورث الاطمئنان باحتراق جزء من القرص بحیث یکون قابلاً للرؤیة بالعین المجردة فی بلد المکلف لولا الموانع . والعبرة فی دخول الشهر الهلالی شرعاً بتحقق الرؤیة الفعلیة للهلال ولا أثر لأخبار الرصدی بأمکان الرؤیة وان أورث الاطمینان وبذلک یختلف عن مسألة الکسوف .

منابع فقهی

توضیح المسائل

مسأله ۱۴۷۰ ـ نماز آیات که دستور آن بعداً ذکر خواهد شد به واسطه سه مورد واجب می‌شود:

اوّل: کسوف (خورشید گرفتگی).

دوّم: خسوف (ماه گرفتگی).

و در این دو مورد هر چند مقدار گرفتگی کم باشد و کسی هم از آن نترسد نماز آیات واجب است.

سوّم: زلزله ـ بنا بر احتیاط واجب ـ اگرچه کسی هم نترسد.

و اما در رعد و برق، و بادهای سیاه و سرخ، و مانند اینها از آیات آسمانی در صورتی که بیشتر مردم بترسند، و همچنین در حوادث زمینی مانند فرو رفتن زمین، و افتادن کوه که موجب ترس اکثر مردم شود ـ بنا بر احتیاط مستحب ـ نماز آیات ترک نشود.

مسأله ۱۴۷۳ ـ چیزهایی که نماز آیات برای آنها واجب است، در هر جایی اتفاق بیفتد و احساس شود، فقط مردم همانجا باید نماز آیات بخوانند، و بر مردم جاهای دیگر واجب نیست.

مسأله ۱۴۷۹ ـ اگر عدّه‌ای بگویند که خورشید یا ماه گرفته است، چنانچه انسان از گفته آنان یقین یا اطمینان شخصی پیدا نکند و نماز آیات نخواند و بعد معلوم شود راست گفته‌اند، در صورتی که تمام خورشید یا ماه گرفته باشد، باید نماز آیات را بخواند، ولی اگر مقداری از آن گرفته باشد، خواندن نماز آیات بر او واجب نیست. و همچنین است اگر دو نفر که عادل بودن آنان معلوم نیست بگویند خورشید یا ماه گرفته، بعد معلوم شود که عادل بوده‌اند.

مسأله ۱۴۸۰ ـ اگر انسان به گفته کسانی که از روی قواعد علمی وقت گرفتن خورشید و ماه را می‏دانند اطمینان پیدا کند که خورشید یا ماه گرفته، باید نماز آیات را بخواند. و نیز اگر بگویند فلان وقت خورشید یا ماه می‏گیرد، و فلان مقدار طول می‏کشد و انسان به گفته آنان اطمینان پیدا کند، باید به حرف آنان عمل نماید.

رساله جامع

نماز آیات

در اثر وقوع بعضی از پدیده‌‌های طبیعی یا رخداد بعضی از حوادث، خواندن نمازی بر فرد مکلّف واجب می‌شود که آن را «نماز آیات» می‌نامند و این فصل، اختصاص به بیان احکام و شرایط آن دارد.

ج۱، مسأله ۲۰۲۱. نماز آیات که کیفیّت آن بعداً ذکر خواهد شد، در سه مورد واجب می‌شود:

اوّل: گرفتن خورشید (کسوف)؛

دوّم: گرفتن ماه (خسوف)؛

هر چند مقدار کمی از ماه یا خورشید گرفته شود و کسی هم از آن نترسد.

سوّم: زلزله، بنابر احتیاط واجب، هرچند کسی هم نترسد.

امّا در رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند اینها از آیات آسمانی، در صورتی که بیشتر مردم بترسند و نیز در حوادث زمینی مانند فرو رفتن زمین و افتادن کوه که موجب ترس اکثر مردم شود، بنابر احتیاط مستحب، نماز آیات ترک نشود.

ج۱، مسأله ۲۰۲۲. موارد و اسبابی که موجب نماز آیات می‌شود، با یقین یا هر راه معقولی که باعث اطمینان فرد شود یا شهادت دو مرد عادل[لازم است دو مرد عادل، شهادت به وقوع سبب نماز آیات دهند و شهادتشان از روی حسّ باشد و بر اساس حدس و گمان نباشد.] ثابت می‌گردد.

بنابراین، اگر انسان به گفتۀ کسانی که از روی قواعد علمی، زمان گرفتن خورشید یا ماه را می‌دانند یقین یا اطمینان پیدا کند که خورشید یا ماه گرفته، باید نماز آیات را بخواند و نیز اگر آنان بگویند: فلان وقت خورشید یا ماه می‌گیرد و فلان مقدار طول می‌کشد و انسان به گفتۀ آنان اطمینان پیدا کند، باید به اطمینان خویش عمل نماید.

ج۱، مسأله ۲۰۲۴. مواردی که نماز آیات برای آنها واجب است، در هر مکانی اتّفاق بیفتد و احساس شود، فقط مردم همان‌جا باید نماز آیات بخوانند و بر مردم جاهای دیگر که آیه برایشان قابل احساس نبوده، واجب نمی‌شود، هرچند آن مکان‌های دیگر، متّصل به آن مکان یا مجاور و نزدیک آن باشند.

ج۱، مسأله ۲۰۲۵. هر زلزله‌ای چه شدید و چه خفیف - حتّی پس لرزه - اگر عرفاً زلزلۀ مستقلّی محسوب شود، نماز آیات جداگانه‌ای دارد.

شایان ذکر است، چنانچه مرکز زلزله‌نگاری وقوع لرزش‌های خفیف زمین را با ذکر تعداد آن در منطقه‌ای اعلام کند، ولی افرادی که در آنجا زندگی می‌کنند، هنگام وقوع زلزله، اصلاً آنها را احساس نکنند [لرزه‌ها یا پس لرزه‌های مذکور، قابل احساس برای افراد نباشد.] نماز آیات بر آنان واجب نیست.

ج۱، مسأله ۲۰۴۲. اگر عدّه‏ای بگویند خورشید یا ماه گرفته، چنانچه فرد از گفتۀ آنان یقین یا اطمینان شخصی پیدا نکند و در میان آنان، اشخاصی که گفتۀ آنان شرعاً معتبر است مثل دو مرد عادل (که شهادت دهند) نباشد و فرد نماز آیات نخواند و بعد معلوم شود راست گفته‏اند، در صورتی که تمام خورشید یا ماه گرفته باشد، باید قضای نماز آیات را بخواند؛ ولی اگر مقداری از آن گرفته باشد، خواندن قضای نماز آیات بر او واجب نیست؛

همچنین است حکم، اگر دو نفر که عادل بودن آنان معلوم نیست بگویند خورشید یا ماه گرفته، بعد معلوم شود که عادل بوده‏اند.

المسائل المنتخبه

قبل از مساله ۴۵۶

تجب صلاة الآیات بالکسوف والخسوف، وکذا بالزلزلة علی الأحوط وجوباً، وإن لم یحصل الخوف بشیء من ذلک. والأحوط الأولی الإتیان بها لکلّ حادثة سماویة مخوّفة لأغلب الناس کهبوب الریح السوداء أو الحمراء أو الصفراء وظلمة الجو الخارقة للعادة والصاعقة ونحو ذلک، وکذا فی الحوادث الأرضیة المخوّفة کذلک، کخسف الأرض وسقوط الجبل وغور ماء البحر ونحو ذلک. وتتعدّد صلاة الآیات بتعدّد موجبها.

منهاج الصالحین

قبل از مساله ۷۰۲

موارد وجوب صلاة الآیات

تجب هذه الصلاة علی کلّ مکلّف - عدا الحائض والنفساء - عند کسوف الشمس وخسوف القمر ولو بعضهما، وکذا عند الزلزلة علی الأحوط وجوباً، والأحوط الأولی الإتیان بها عند کلّ مخوّف سماوی، کالریح السوداء والحمراء والصفراء والظلمة الشدیدة والصاعقة والنار التی تظهر فی السماء، بل عند کلّ مخوّف أرضی أیضاً کخسف الأرض وسقوط الجبل، وغیر ذلک من المخاوف.

مسألة ۷۰۲: لا یعتبر الخوف فی وجوب الصلاة للکسوف والخسوف وکذا الزلزلة، وأمّا المخوّف السماوی والأرضی فیعتبر حصول الخوف منه لغالب الناس، فلا عبرة بالمخوّف للنادر کما لا عبرة بغیر المخوّف.

مسألة ۷۰۵: یختصّ الوجوب بمکان الإحساس بالآیة فلو کان البلد کبیراً جدّاً بنحو لا یحصل الإحساس بالآیة لطرف منه عند وقوع الآیة فی الطرف الآخر اختصّ الحکم بطرف الآیة.

مسألة ۷۱۴: یثبت الکسوف وغیره من الآیات بالعلم، وبالاطمئنان الحاصل من إخبار الرصدی أو غیره من المناشئ العقلائیة، کما یثبت بشهادة العدلین، ولا یثبت بشهادة العدل الواحد فضلاً عن مطلق الثقة إذا لم ‏توجب الاطمئنان.

عروه الوثقی

قبل مساله ۱۷۵۳

صلاة الآیات

و هی واجبة علی الرجال والنساء والخناثی، وسببها امور :

الأول والثانی : کسوف الشمس وخسوف القمر ولو بعضهما وإن لم یحصل منهما خوف.

الثالث : الزلزلة [(الزلزلة) : علی الاحوط.]، وهی أیضاً سبب لها مطلقا وإن لم یحصل بها خوف علی الأقوی.

الرابع : کل مخوّف سماوی [(کل مخوف سماوی) : علی الاحوط الاولی فیه وفیما بعده.] أو أرضی کالریح الاسود أو الاحمر أو الاصفر والظلمة الشدیدة والصاعقة والصیحة والهدّة والنار التی تظهر فی السماء والخسف وغیر ذلک من الایات المخوفة عند غالب الناس، ولا عبرة بغیر المخوف من هذه المذکورات ولا بخوف النادر ولا بانکساف أحد النیرین ببعض الکواکب الذی لا یظهر إلا للاوحدی من الناس، وکذا بانکساف بعض الکواکب ببعض إذا لم یکن مخوفا للغالب من الناس.

[ ۱۷۷۰ ] مسألة ۱۸ : یثبت الکسوف والخسوف وسائرالایات بالعلم وشهادة العدلین وإخبار الرصدی إذا حصل الاطمئنان بصدقه علی إشکال فی الاخیر [(علی اشکال فی الاخیر) : اذا حصل الاطمئنان منه أو من سائر المناشیء العقلائیة فلا إشکال.]، لکن لا یترک معه الاحتیاط، وکذا فی وقتها ومقدار مکثها.

[ ۱۷۷۱ ] مسألة ۱۹ : یختص وجوب الصلاة بمن فی بلد الایة [(بمن فی بلد الایة) : بل فی مکان الاحساس بها ومنه یظهر النظر فی الالحاق المذکور فی المتن.] فلا یجب علی غیره، نعم یقوی إلحاق المتصل بذلک المکان مما یعد معه کالمکان الواحد.

[ ۱۷۷۶ ] مسألة ۲۴ : إذا أخبره جماعة بحدوث الکسوف مثلا ولم یحصل له العلم [(ولم یحصل له العلم) : ولا الاطمئنان.] بقولهم، ثم بعد مضی الوقت تبین صدقهم فالظاهر إلحاقه بالجهل، فلا یجب القضاء مع عدم احتراق القرص، وکذا لو أخبره شاهدان لم یعلم عدالتهما ثم بعد مضی الوقت تبین عدالتهما، لکن الأحوط القضاء فی الصورتین.

  1. ↑ بنابر احتیاط واجب