Jump to content
تغییر منو
Toggle preferences menu
تغییر منوی شخصی
به سامانه وارد نشده‌اید
نشانی آی‌پی شما در صورت انجام هرگونه ویرایش به صورت عمومی قابل مشاهده خواهد بود.

قضای نماز آیات (در خسوف و کسوف)

از ویکی احکام

قضای نماز آیات در گرفتگی کلی

اگر خورشید یا ماه به صورت کلی گرفته باشد و مکلف عمداً یا از روی فراموشی تا پایان وقت، نماز آیات را نخواند، قضای آن واجب است.

اگر گرفتگی کامل بوده و عمداً نخوانده، معصیت کرده و بنابر احتیاط واجب قبل از قضای نماز باید غسل کند.

قضای نماز آیات در گرفتگی جزئی

اگر گرفتگی جزئی بوده و فرد از آن اطلاع داشته و نماز نخوانده، قضای نماز بر او واجب است و اگر پس از باز شدن کامل با خبر شده، قضا واجب نیست.

تعیین نیت در قضای نماز آیات

اگر قضای چند نماز آیات بر عهده فرد باشد (مثلاً چند بار خورشید گرفته یا ترکیبی از خورشید، ماه، زلزله)، لازم نیست مشخص کند هر نماز برای کدام حادثه است.

قضای نماز آیات پدر

پسر بزرگ‌تر باید قضای نمازهای آیاتی که بر پدر واجب شده را نیز بخواند، البته با وجود شرایطی که در قضای نمازهای یومیه پدر گفته شد.

نکته: اگر بعداً بفهمد نماز آیاتی که خوانده باطل بوده، باید دوباره بخواند.


همسو: قضای نماز آیات (در زلزله)


استفتائات

السؤال: فی صلاة الایات (للکسوفین) اذا کان القرص قد احترق کلیاً، ولم یعلم به الاّ الانجلاء، فهل یکون القضاء فوریاً بمجرد العلم، ام یجوز فیه التراخی؟

الجواب: یجوز التأخیر فیه.

السؤال: ذکرتم فی مسالة ۷۰۳ من المنهاج ج۱ (اذا لم یعلم بالکسوف الی تمام الانجلاء ولم یکن القرص محترقاً کله لم یجب القضاء) وذکرتم فی المسألة ۷۱۴ من المنهاج ج۱ ایضاً (یثبت الکسوف من الایات بالعلم، وبالاطمئنان الحاصل من اخبار الرصدی او غیر من المناشیء العقلائیة..):

هل اخبار الرصدی المسبق ای قبل وقوع الکسوف مثلاً یدخل تحت عنوان العلم بحیث یجب القضاء فی الکسوف الجزئی؟

الجواب: اخبار الرصدی بوقوع الکسوف وقت معین وان کان موجباً للعلم او الاطمئنان احیاناً الاّ ان من المحتمل کون الدخیل فی موضوع وجوب القضاء فیما اذا لم یکن القرص محترقاً بتمامه هو العلم بالکسوف فی زمان حصوله لا الاعم منه ومن العلم المسبق، ومع ذلک لا یترک الاحتیاط بالقضاء فیما لو لم یصل الی تمام الانجلاء مع العلم بوقوعه مسبقاً لغفلة او غیرها.

السؤال: ما حکم المسافر اذا عاد من بلد لم یحدث فیها خسوف واخبر بان خسوف کلی حدث فی بلده قبل عودته بیوم؟

الجواب: اذا لم یکن مکان الاحساس بالآیة فلا یجب القضاء.

السؤال: ما حکم من یعلم بالکسوف بأنّه سیحصل فی الیوم الفلانی ولکنّه نسی أن یؤدّی صلاة الآیات ؟

الجواب: اذا کان الکسوف کلیاً ثم علم به بعد ذلک وجب علیه قضاء صلاة الآیات اما اذا کان جزئیاً ولم یعلم به فی حال الکسوف بل علم به بعد ذلک فلا قضاء علیه.

منابع فقهی

توضیح المسائل

مسأله ۱۴۷۲ ـ کسی که قضای چند نماز آیات بر او واجب است چه همه آنها برای یک چیز بر او واجب شده باشد، مثلاً سه مرتبه خورشید گرفته و نماز آنها را نخوانده است، چه برای چند چیز باشد، مثلاً برای خورشید گرفتگی، و ماه گرفتگی، و زلزله، نمازهایی بر او واجب شده باشد، موقعی که قضای آنها را می‏خواند، لازم نیست معین کند که برای کدام یک از آنها است.

مسأله ۱۴۷۸ ـ اگر گرفتن خورشید یا ماه را نداند، و بعد از باز شدن بفهمد که تمام آن گرفته بوده، باید قضای نماز آیات را بخواند، ولی اگر بفهمد مقداری از آن گرفته بوده، قضا بر او واجب نیست.

مسأله ۱۴۸۱ ـ اگر بفهمد نماز آیاتی که برای خورشید گرفتگی، یا ماه گرفتگی خوانده باطل بوده است، باید دوباره بخواند، و اگر وقت گذشته قضا نماید.

رساله جامع

ج۱، مسئله ۱۸۶۵. حکم واجب بودن نمازهای قضای پدر بر پسر بزرگ‌تر، اختصاص به نمازهای یومیّه (نمازهای پنج گانۀ شبانه‌روزی) ندارد و شامل سایر نمازهایی که بر او واجب بوده، مثل نماز آیات یا نماز طواف نیز می‌شود؛

امّا خواندن نماز مستحبی که بر پدر به سبب نذر واجب شده و نیز نماز قضای فرد دیگر که به سبب استیجار یا موارد دیگر بر پدر واجب شده و وی آنها را به‌جا نیاورده، بر پسر بزرگتر واجب نیست.

ج۱، مسئله ۲۰۲۹. اگر ماه در حالی که گرفته است غروب نماید، وقت ادای نماز آیات به پایان رسیده، هرچند فرد بداند ماه گرفتگی در مناطق دیگری که ماه هنوز غروب نکرده قابل مشاهده است و همین حکم، در مورد خورشید گرفتگی نیز جاری است.

ج۱، مسأله ۲۰۴۰. اگر مکلّف بداند خورشید یا ماه گرفته است و عمداً یا از روی فراموشی نماز آیات را نخواند تا وقت آن بگذرد، واجب است آن را قضا نماید و فرق ندارد تمام خورشید یا ماه گرفته باشد یا قسمتی از آن.

شایان ذکر است، اگر تمام خورشید یا ماه بگیرد و مکلّف از آن باخبر باشد و عمداً نماز آیات را نخواند تا زمان آن بگذرد، بنابر احتیاط واجب، باید برای قضای آن غسل کند.[ همان طور که در مسألۀ «۴۲۹» ذکر شد.]

ج۱، مسئله ۲۰۴۱. اگر تمام خورشید یا ماه گرفته باشد و فرد در آن زمان، از گرفتن خورشید یا ماه با خبر نشده باشد، باید قضای نماز آیات را بخواند؛ ولی اگر بخشی از ماه یا خورشید گرفته باشد و در آن زمان، فرد از گرفتن خورشید یا ماه باخبر نشده باشد، لازم نیست پس از آن، نماز آیات را قضا نماید.

ج۱، مسأله ۲۰۴۳. کسی که قضای چند نماز آیات بر او واجب است، چه همۀ آنها برای یک مورد بر او واجب شده باشد، مثلاً سه مرتبه خورشید گرفته و نماز آنها را نخوانده باشد و چه برای چند مورد نماز آیات بر او واجب شده باشد، مثلاً برای خورشید گرفتن و ماه گرفتن نماز آیات بر او واجب شده و آنها را نخوانده باشد، موقعی که قضای آنها را می‌خواند، لازم نیست معیّن کند که برای کدام یک از آنهاست.

ج۱، مسأله ۲۰۴۵. اگر مکلّف بفهمد نماز آیاتی که برای خورشید گرفتگی یا ماه گرفتگی خوانده، باطل بوده، باید آن را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید و اگر انسان متوجّه شود نماز آیاتی که برای زلزله خوانده، باطل بوده، در صورتی که زمان متّصل به حادثه زلزله گذشته باشد، نماز آیات از او ساقط است و لازم نیست آن را دوباره بخواند، هرچند احتیاط مستحب است که بعداً بدون نیّت ادا و قضا آن را بخواند.

المسائل المنتخبه

(مسألة ۴۶۳): إذا علم بالکسوف أو الخسوف ولم یصلّ عصیاناً أو نسیاناً حتّی تمّ الانجلاء وجب علیه القضاء، بلا فرق بین الکلّی والجزئی منهما، والأحوط وجوباً الاغتسال قبل قضائها فیما إذا کان کلّیاً ولم یصلّها عصیاناً.

وإذا لم یعلم به حتّی تمّ الانجلاء فإن کان الکسوف أو الخسوف کلّیاً بأن احترق القرص کلّه وجب القضاء، وإلّا فلا.

والأحوط الأولی الإتیان بها فی غیر الکسوفین، سواء أعلم بحدوث الموجب حینه أم لم یعلم به.

منهاج الصالحین

مسألة ۷۰۳: إذا لم ‏یعلم بالکسوف إلی تمام الانجلاء ولم ‏یکن القرص محترقاً کلّه لم ‏یجب القضاء، وأمّا إن کان عالماً به ولم ‏یصلِّ ولو نسیاناً أو کان القرص محترقاً کلّه فیجب القضاء، وکذا إذا صلّی صلاة فاسدة، والأحوط وجوباً الاغتسال قبل قضائها فیما إذا کان الاحتراق کلّیاً ولم ‏یصلّها عصیاناً.

عروه الوثقی

[ ۱۷۶۱ ] مسألة ۹ : إذا علم بالکسوف أو الخسوف وأهمل حتی مضی الوقت عصی ووجب القضاء [(عصی ووجب القضاء) : الاحوط وجوباً الاغتسال قبل قضائها اذا کان الاحتراق کلیاً.]، وکذا إذا علم ثم نسی وجب القضاء، وأما إذا لم یعلم بهما حتی خرج الوقت الذی هو تمام الانجلاء فإن کان القرص محترقاً وجب القضاء، وإن لم یحترق کله لم یجب، وأما فی سائر الایات [(وأما فی سائر الایات) : تقدم الکلام حولها فی اول الفصل.] فمع تعمد التأخیر یجب الإتیان بها مادام العمر، وکذا إذا علم ونسی، وأما إذا لم یعلم بها حتی مضی الوقت أو حتی مضی الزمان المتصل بالآیة ففی الوجوب بعد العلم إشکال، لکن لا یترک الاحتیاط بالإتیان بها مادام العمر فوراً ففوراً.

[ ۱۷۶۲ ] مسألة ۱۰ : إذا علم بالایة وصلی ثم بعد خروج الوقت أو بعد زمان الاتصال بالایة تبین له فساد صلاته وجب القضاء أو الإعادة [(وجب القضاء أو الاعادة) : الاظهر عدم وجوب فی غیر الکسوفین.]

[ ۱۷۷۴ ] مسألة ۲۲ : مع تعدد ما علیه من سبب واحد لا یلزم التعیین، ومع تعدد السبب نوعا کالکسوف والخسوف والزلزلة الأحوط [(والاحوط) : الاولی.] التعیین ولو إجمالا، نعم مع تعدد ما عدا هذه الثلاثة من سائر المخوفات لا یجب التعیین وإن کان أحوط أیضاً.

[ ۱۷۷۵ ] مسألة ۲۳ : المناط فی وجوب القضاء فی الکسوفین فی صورة الجهل احتراق القرص بتمامه، فلو لم یحترق التمام [(فلو لم یحترق التمام) : المراد من الاحتراق الموضوع لوجوب القضاء فی الرویات هو ذهاب ضوء القرص بحیث لا یری إلا جرمه وعلیه فلا مورد للتفریع المذکور.] ولکن ذهب ضوء البقیة باحتراق البعض لم یجب القضاء مع الجهل وإن کان أحوط خصوصا مع الصدق العرفی.