Jump to content
تغییر منو
Toggle preferences menu
تغییر منوی شخصی
به سامانه وارد نشده‌اید
نشانی آی‌پی شما در صورت انجام هرگونه ویرایش به صورت عمومی قابل مشاهده خواهد بود.

لزوم مراجعه به فقها

از ویکی احکام

سابقه رجوع به فقیهان شیعه

احکام شرعی در عصر معصومین(علیهم‌السلام) توسط خود امامان برای مردم بیان می‌شد. گاهی نیز ائمه، تبیین احکام را به برخی از شاگردان خود واگذار کرده و مردم را به ایشان ارجاع می‌دادند.

با فرارسیدن دوران غیبت و عدم دسترسی عمومی به امام معصوم، ضرورت رجوع به فقهای جامع شرایط بیشتر شده و مسئله تقلید از فقیهان رواج پیدا کرد.

دلیل تقلید از مراجع

برنامه‌هایی که اسلام برای سعادت دنیا و آخرت انسان بیان کرده، به‌طور کلی به سه دسته تقسیم می‌شود: عقاید، اخلاق و احکام.

با توجه به گستردگی علوم، عقل حکم می‌کند که انسان در هر علمی به متخصص آن مراجعه کند. در مسائل مربوط به خودرو، به مکانیک خبره، در مسائل پزشکی، به طبیب حاذق، در مسائل احکام و حلال و حرام نیز به فقیهی که در فهم کتاب و سنت و مقدمات آن تخصص داشته باشد.


همسو: وظیفه انسان در فروع دین •


منابع

رساله جامع

لزوم مراجعه به فقها

«علم فقه» یکی از مقدّس‌ترین علوم ارزندۀ اسلامی است که عهده‌دار بیان روش اصیل بندگی خداوند متعال و کیفیّت صحیح آن است. این علم، در عصر پیامبر اکرم(صلی الله علیه وأله وسلم) و امامان(علیهم السلام)، پژوهندگان زیاد و رونقی چشم‌گیر داشته و مورد توجّه پیروان دین بوده، به‌ویژه در زمان امام باقر و امام صادق(علیه السلام) که به حدّ اعلای اوج خود رسیده و دانشمندان بسیاری در مسائل مختلف دینی و فروع احکام، در محضر آن دو پیشوای بزرگ شیعه پرورش یافتند.

مسائل و احکام اسلامی در آن عصر نورانی علمی، چنان تحلیل و بررسی می‌شد که نقل شده زرارة بن اعین، مدّت چهل سال مسائل حج را از امام صادق(علیه السلام) می‌آموخت و باز هم زمینۀ بحث باقی بود، چنانچه می‌گوید به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم: خداوند مرا فدای تو گرداند، از چهل سال پیش تا کنون راجع به مسائل حج از شما می‌پرسم و شما همواره جواب می‌دهید. حضرت فرمودند: «ای زراره، کانون مقدّسی که دو هزار سال پیش از آدم، مورد توجّه و زیارتگاه بوده، تو می‌خواهی مسائل آن در ظرف چهل سال بیان شود؟»[۱].

در زمان ائمّۀ معصومین(علیهم السلام)، عهده‌دار بیان احکام الهی، خود امامان(علیهم السلام) بودند و نیز این موضوع را به عهدۀ اصحاب و شاگردان خاصّ خویش هم می‌گذاردند. مردان فاضل و مایه‌دار و با فضیلتی مانند زراره و محمّد بن مسلم و ابو بصیر و ابان بن تغلب، مسائل حلال و حرام و احکام دین را در اختیار مردم می‌گذاشتند و ائمّه(علیهم السلام)، مردم را به آنان ارجاع می‌دادند.

چنانچه نقل شده، شعیب عَقَرقوفی می‌گوید به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم: چه بسا نیاز پیدا می‌کنیم که در موردی سؤال کنیم، حال از چه کسی بپرسیم؟ حضرت فرمودند: «بر تو باد به اسدی، یعنی ابو بصیر»[۲].

همچنین، نقل شده که عبداللّه بن ابی یَعفور می‌گوید: به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم در هر وقت، برای من ممکن نیست شما را ببینم و محضر شما شرفیاب شوم و از طرفی چه بسا شخصی از شیعیان می‌آید و مطالبی را از من می‌پرسد و من پاسخ همۀ مسائل او را نمی‌دانم (وظیفه من چیست؟)، حضرت فرمودند: «چرا به محمد بن مسلم مراجعه نمی‌کنی؟ هر چه ندانستی از او بپرس که او از پدرم امام باقر(علیه السلام) مسائل را فرا گرفته و در نزد آن حضرت، آبرومند و محترم بود»[۳].

در نقل دیگری، علی بن مسیّب همدانی می‌گوید به حضرت رضا(علیه السلام) عرض کردم: من در ناحیه‌ای دور دست زندگی می‌‌کنم و در هر زمانی دسترسی به شما ندارم، پس از چه کسی برنامه‌های دینی‌‌ام را فرا بگیرم؟ حضرت فرمودند: «از زکریّا بن آدم قمی که امین و محلّ اعتماد بر امر دین و دنیا است». علی بن مسیّب می‌‌گوید: هنگامی که به شهر خود بازگشتم، هر مطلبی را که مورد نیاز بود، از زکریّا بن آدم پرسش می‌کردم[۴].

همچنین، روایت شده که عبدالعزیز بن المهتدی می‌گوید از امام رضا(علیه السلام) پرسیدم: در هر زمانی ملاقات با شما برایم میسّر نیست، پس مَعالم دینم را از چه کسی فرا بگیرم؟ حضرت فرمودند: «از یونس بن عبدالرحمن بیاموز»[۵].

گاه ائمّه(علیهم السلام) ، بعضی از اصحاب خود را امر می‌کردند برای مردم فتوی بدهند، چنانکه در حدیث است که امام باقر(علیه السلام) به اَبان فرمودند: «إجْلِسْ فی مَسْجِدِ الْمَدینَةِ وَأَفْتِ النّاسَ، فَإنّی أُحِبُّ أَنْ یُری فی شیعَتی مِثْلُکَ». در مسجد مدینه بنشین و فتوی بده، زیرا دوست دارم که همانند تو در میان شیعیانم دیده شود[۶].

سرانجام، عصر امامان(علیهم السلام) کم‌‌کم سپری شد و دوران غیبت امام زمان(عج) فرا رسید و بیان حلال و حرام و روشنگری برنامه‌های زندگی جامعه، یکسره به فقهای جامع الشرایط واگذار گردید و موضوع فتوی و نیز موضوع تقلید، به صورت خاصّی رواج کلّی یافت.[۷]

علّت لزوم تقلید

اسلام، آخرین و کامل‌‌ترین مکتب الهی است و تمام برنامه‌‌های آن مطابق مصلحت انسان‌ها بوده و با پیاده کردن آن، سعادت انسان‌‌ها تأمین می‌‌شود، چه اینکه پروردگار متعال است که انسان‌‌ها را آفریده و به مصالح و مفاسد زندگی آنها و خواسته‌‌ها و احتیاجات فطری آنان آگاه است و قوانین زندگی انسان‌‌ها را به عنوان وظایف عبادی، اقتصادی، اخلاقی، فرهنگی، جسمی، روانی، فردی، اجتماعی و... به وسیلۀ پیامبران و اوصیاء و جانشینان آنها(علیهم‌السلام) به انسان‌‌ها ابلاغ نموده است و به‌طور کلّی، برنامه‌‌های نجات بخش اسلام که توسط پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و ائمّۀ هدی(علیهم‌السلام) تبیین شده، سه دسته است:

۱. معارف اعتقادی و اصول دین؛ ۲. مسائل اخلاقی؛ ۳. احکام عملی و فروع دین.

دستۀ سوّم، یعنی احکام عملی که رساله‌‌های عملیّه با این دسته از احکام خداوند مرتبط هستند، گستردگی زیادی دارد، زیرا احکام و قوانینی است که کلّیۀ اعمال انسان‌‌ها اعم از اعمال عبادی، اقتصادی، فردی، خانوادگی، اجتماعی، قضایی، جزایی و... را زیر پوشش خود قرار می‌دهد و در رابطه با این دسته از احکام الهی، توجّه به چند مطلب لازم است:

الف. علم دارای رشته‌‌های متعدّدی است و ممکن است یک فرد در عین حال که در یک رشته مهارت فوق‌العاده‌‌ای دارد، از رشتۀ دیگر اطلاعی نداشته باشد، در نتیجه باید به حکم عقل در رشته‌‌ای که تخصّص ندارد، به متخصّص و کارشناس همان رشته مراجعه کند و از گفتۀ او پیروی کند. مثلاً شخصی که در علوم فضایی متخصّص است، هنگامی که مریض می‌‌شود، از آنجا که با بیماری‌‌ها و روش معالجۀ آنها آشنا نیست، به ناچار باید به پزشک متخصّص مراجعه کند. این پزشک است که دستور می‌‌دهد که چند عدد از فلان قرص را باید بخورد و فلان آمپول را تزریق کند، چراکه متخصّص علوم فضایی، پیروی از گفتۀ پزشک را بر خود لازم می‌‌داند و به‌طور کلّی، هر کاری را که بخواهیم انجام دهیم و راه و روش آن را ندانیم، به خبرۀ همان کار مراجعه می‌‌کنیم و راه و چارۀ آن را از متخصّص همان حرفه می‌‌پرسیم و هر فنّ و صنعتی را که بخواهیم یاد بگیریم، به شاگردی استادی می‌‌شتابیم که در آن فنّ و صنعت، بصیر و توانمند است. شیوۀ آشنایی با احکام شرعی و شناخت حلال و حرام الهی نیز، به همین شکل است. بدین منظور، باید به فقیه که متخصّص و کارشناس احکام دین است، مراجعه نمود.

ب. مدرک و منبع احکام الهی به‌طور عمده، قرآن کریم و احادیثی که از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وأله وسلم) و ائمّۀ معصومین(علیهم السلام) روایت شده (که ثقلین نامیده می‌شوند) می‌باشد.

ج. فهمیدن و به دست آوردن مطالب و معارفی که در قرآن مجید و روایات اهل بیت(علیهم السلام) آمده، کار آسانی نیست و احتیاج به تخصّص و مهارت دارد و تا یک فرد در ادبیات عرب و علوم مختلف اسلامی از قبیل تفسیر قرآن، درایه و حدیث‌شناسی، رجال و شناخت راویان احادیث، اصول فقه، شناخت آراء و نظرات فقهای اسلام و... تخصّص و مهارت نداشته و به اصطلاح، با توفیق الهی به درجۀ اجتهاد و فقاهت نرسیده باشد، هرگز نمی‌‌تواند احکام خداوند متعال را از منابع خود استخراج کند. شما یک کتاب به نام رساله و توضیح المسائل را می‌‌بینید و شاید ندانید که این رساله، محصول عمر یک فقیه است که با توجّه به تخصّص خود و با زحمت‌‌های طاقت‌فرسا، آن را از منابع دینی استنباط کرده و در دسترس مردم گذاشته است.

با توجّه به آنچه بیان شد، لزوم مراجعه به فقها و عالمانی که راه اجتهاد و فقاهت را با وسعت و گستردگی خاصّی که دارد پیموده‌اند، واضح شده و مسألۀ تقلید از مجتهد به حکم عقل و منطق، ثابت می‌گردد و معلوم می‌شود که تقلید به معنای پیروی کورکورانه (که اسلام با تمام قوا با آن مبارزه کرده و قرآن مجید، آن را یکی از ناپسند‌‌ترین صفات انسانی معرّفی می‌‌کند) نمی‌‌باشد، بلکه تقلید به معنای مراجعۀ فرد غیر متخصّص در مسائل دینی، به متخصّص در دین است و می‌توان حدیث ذیل که از امام عسکری(علیه السلام) نقل شده را مؤیّد این مطلب دانست: «... فَأَمّا مَنْ کانَ مِنَ الفُقَهاءِ، صائِناً لِنَفْسِهِ، حافِظاً لِدینِهِ، مُخالِفاً عَلی هَواهُ، مُطیعاً لِأمْرِ مَوْلاهُ فَلِلْعَوامِ اَنْ یُقَلِّدُوْهُ...»[۸]؛ ... و امّا هر کس از فقها که ۱. دارای صیانت نفس باشد (مالک نفس خود و نگهبان آن باشد تا بتواند خویشتن را در مقابل هر‌ گونه انحراف و کج‌روی از صراط‌ مستقیم و مسیر بندگی خداوند متعال، مصون و ایمن نگاه بدارد)؛ ۲. حافظ و نگهبان دین الهی باشد؛ ۳. با هواهای نفسانی خود مخالفت کند؛ ۴. مطیع فرمان خداوند متعال و مولای خویش باشد، بر مسلمانان است که از او تقلید کنند... .

اکنون با توجّه به آنچه که ذکر گردید، روشن می‌‌شود که اظهار نظر در مسائل دینی و احکام شرعی بر کسانی که به رتبۀ اجتهاد نرسیده‌‌اند و با ادلّۀ احکام آشنایی ندارند، جایز نیست و بر مؤمنین و مؤمنات واجب است در تمام احکام دینی و مسائل شرعی به مراجع بزرگوار تقلید و اسلام‌‌شناسان مورد اعتماد، مراجعه نمایند.[۹]

  1. ↑ وسائل الشیعه، ج۱۱، ابواب وجوب الحجّ و شرائطه، باب۱ وجوبه علی ‌کلّ مکلّف مستطیع، ص۱۲، ح۱۲
  2. ↑ همان، ج۲۷، ابواب صفات القاضی، ‌باب۱۱، وجوب الرجوع فی ‌القضاء والفتوی، ص۱۴۲، ح۱۵
  3. ↑ همان، ص۱۴۴، ح۲۳
  4. ↑ همان، ص۱۴۶، ح۲۷
  5. ↑ همان، ص۱۴۸، ح۳۴
  6. ↑ معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۱۴۴، حرف الف، مورد ۲۸، ابان بن تغلب
  7. ↑ مقدمه رساله جامع جدید
  8. ↑ وسائل ‌الشیعه، ج۲۷، ابواب صفات القاضی وما یجوز أن یقضی به، باب ۱۰، ص۱۳۱، ح۲۰
  9. ↑ مقدمه رساله جامع جدید