اهمّیت و چگونگی یادگیری احکام الهی
یکی از مهمترین مسائلی که لازم است هر انسانی آگاهی داشته باشد، دانستن و فراگیری احکام دین است.
هر مکلفی باید احکام مورد نیازش را بداند تا بتواند هنگام نیاز بر اساس وظیفه خود عمل کند.
از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) نقل شده که فرمودند: خداوند به چیزی برتر از آگاهی دینی و فهم دین عبادت نشده است.
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: اگر یک حدیث درباره حلال و حرام را از شخصی راستگو فرا گیری، برای تو از دنیا و زر و سیمهای آن بهتر است.
و در ضمن حدیث دیگری فرمودند: آیا بهتر از حلال و حرام سوالی هست که مردم بپرسند؟
وجوب یادگیری احکام
طبق نظر آیت الله سیستانی:
بر مکلّف لازم است احکام مورد ابتلا را (که احتمال میدهد بهخاطر یادنگرفتن آن، واجبی را ترک کرده یا حرامی را انجام دهد) یاد بگیرد.
استفتائات
منابع فقهی
توضیح المسائل
مسئله ۹. بر مکلّف لازم است مسائلی را که احتمال میدهد به واسطه یاد نگرفتن آنها در معصیت یعنی ترک واجب یا فعل حرام واقع میشود یاد بگیرد.
مسئله ۱۰. اگر برای مکلف مسألهای پیش آید که حکم آن را نمیداند، لازم است احتیاط کند، یا اینکه با شرایطی که ذکر شد تقلید نماید.
ولی چنانچه دسترسی به فتوای أعلم در آن مسأله نداشته باشد، جایز است از غیر أعلم تقلید نماید، با رعایت الأعلم فالأعلم.
رساله جامع
یکی از مهمترین واجبات دین مبین اسلام که از اهمّیت ویژهای برخوردار میباشد، فراگیری احکام دین است که درک و فهم درست نسبت به مسائل آن و عمل بر طبق آن، تضمین کنندۀ سعادت انسان است.
کسی که اسلام را به عنوان دین خود بر میگزیند، باید برنامههای آن را بهطور کامل در همۀ قلمروهای زندگی خود بپذیرد و رفتار و عملکرد خویش را مطابق با احکام دین تنظیم نماید.
انجام چنین تکلیفی، میطلبد فرد مسلمان نسبت به مقدار مورد نیازش از احکام دین، که به آن احتیاج دارد و برایش پیش میآید، شناخت پیدا کند تا بتواند آن را در زندگی خود اجرا نماید.
بر این اساس، قرآن کریم و روایات ائمّۀ هدی (علیهم السلام) بر این موضوع تأکید بسیار نموده و همگان را به یاد گرفتن احکام دین تشویق و ترغیب کردهاند و از ضررهای فراوان آشنا نبودن با احکام الهی بر حذر داشتهاند.
در حدیث نقل شده است که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «فرا گرفتن یک حدیث دربارۀ حلال و حرام از شخصی راستگو، برای تو بهتر از دنیا و زر و سیمهای آن است»[۱].
همچنین، روایت شده مردی به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: فرزندی دارم که دوست دارد مسائل حلال و حرام را از شما بپرسد و از مطالبی که اهمّیت ندارد و استفادهای برایش ندارد، پرسش نمیکند. حضرت صادق (علیه السلام) فرمودند: «آیا بهتر از حلال و حرام سؤالی هست که مردم بپرسند؟»[۲] در حدیث دیگر نقل شده است که حضرت صادق (علیه السلام) فرمودند: «در دین خدا دانا و فقیه شوید و مانند اعراب زمان جاهلیّت نباشید (که از احکام خدا و معارف دینی بیخبر بودند). سپس حضرتش (علیه السلام) فرمودند: کسی که در دین خدا دانا و بصیر نگردد، خداوند متعال در روز قیامت، هرگز به او نظر لطف نمیافکند و بر پاکیزگی اعمالش مهر تأیید نمیگذارد»[۳].
همچنین، از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که رسول اکرم (صلی الله علیه وأله وسلم) فرمودند: «من از مسلمانی که هفتهای یک روز را برای آشنایی با امر دینش و پرسش از (معارف و احکام) آن اختصاص نمیدهد، منزجر و بیزارم»[۴].
در حدیث نقل شده است که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «لقمان در اندرز به فرزندش فرمود: فرزندم! در روزها و شبها و ساعات زندگی خود، بهرهای برای تحصیل علم در نظر بگیر، زیرا تو هرگز برای خودت ضایعهای مانند ترک علم نخواهی یافت».[۵]
همچنین، روایت شده که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «کسی که بدون علم و آگاهی اعمالش را انجام دهد، مانند فردی است که به سمت سرابی در بیابان حرکت کند، لذا هر چه تندتر برود، از مقصدش دورتر میشود».[۶]
نکتۀ مهمّ دیگر این است که در روایات معصومین (علیهم السلام)، موضوع «تفقّه در دین»، یعنی داشتن شناخت کامل دربارۀ دین و بصیر و بینا بودن نسبت به احکام و معارف آن، مورد توصیه و تأکید بسیار قرار گرفته است.
روایت شده که امام کاظم (علیه السلام) در این باره فرمودند: «در دین خدا فقیه و دانا شوید، زیرا فقه کلید بصیرت و شناخت است و مایۀ کامل شدن عبادت و وسیلۀ رسیدن به مقامات بلند و مراتب عالی دینی و دنیایی است. برتری فقیه بر عابد، همچون برتری خورشید بر ستارگان است و هر کس در دین خود دانا و فقیه نشود، خداوند عملی را از او نمیپسندد».[۷]
همچنین، روایت شده که امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمودند: «اگر خواستی دانا شوی، در دین خدا فقیه و دانا شو».[۸]
در حدیث نقل شده است که پیامبر خدا (صلی الله علیه وأله وسلم) فرمودند: «خداوند، به چیزی برتر از آگاهی دینی و فهم دین عبادت نشده است».[۹]
همچنین، نقل شده که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هنگامی که خداوند خیر و سعادت بندهای از بندگان خود را بخواهد، او را نسبت به دین، بصیر و بینا میسازد».[۱۰]
در روایت دیگری، امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هنگامی که خداوند متعال میخواهد قوم و گروهی را به خیر و صلاح و موفقیّت برساند، آنان را در شناخت دین، بصیر و بینا قرار میدهد...».[۱۱]
بدیهی است که انسان نمیتواند در فراگیری مسائل دین کوتاهی کرده و به بهانۀ ندانستن مسأله، از عمل به تکالیف الهی که ابلاغ شده، شانه خالی کند. از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است:
«... خداوند، روز قیامت از کسی که به تکلیف خود عمل نکرده، میپرسد: آیا تکلیف خود را میدانستی؟ اگر بگوید: میدانستم، به او خطاب میشود چرا به آنچه میدانستی عمل نکردی؟ و اگر بگوید: نمیدانستم، به او خطاب میشود چرا یاد نگرفتی تا عمل کنی؟...»[۱۲].[۱۳] ....
ج۱، مسئله ۱۶. بر مکلّف لازم است مسائل محلّ ابتلا را که احتمال میدهد به علّت یاد نگرفتن آنها، واجبی را ترک کرده یا حرامی را انجام دهد، یاد بگیرد.
ج۱، مسئله ۱۷. اگر برای انسان مسألهای پیش آید که حکم آن را نمیداند، لازم است احتیاط کند، یا اینکه با شرایطی که ذکر شد تقلید نماید. ولی چنانچه دسترسی به فتوای اعلم در آن مسأله نداشته باشد، جایز است، با رعایت الأعلم فالأعلم[۱۴] از غیر اعلم تقلید نماید.
المسائل المنتخبة
مسألة ۲: المسائل التی یمکن أن یبتلی بها المکلّف عادة - کجملة من مسائل الشک والسهو - یجب علیه أن یتعلّم أحکامها، إلّا إذا أحرز من نفسه عدم الابتلاء بها.
منهاج الصالحین
ج۱، مسألة ۱۸: یجب تعلّم أجزاء العبادات الواجبة وشروطها، ویکفی أن یعلم إجمالاً أنّ عباداته جامعة لما یعتبر فیها من الأجزاء والشروط، ولا یلزم العلم تفصیلاً بذلک، وإذا عرضت له فی أثناء العبادة مسألة لا یعرف حکمها جاز له العمل علی بعض الاحتمالات، ثُمَّ یسأل عنها بعد الفراغ، فإن تبینت له الصحّة اجتزأ بالعمل، وإن تبین البطلان أعاده.
ج۱، مسألة ۱۹: یجب تعلّم المسائل التی یبتلی بها عادة - کجملة من مسائل الشک والسهو فی الصلاة - لئلّا یقع فی مخالفة تکلیف إلزامی متوجّه إلیه عند ابتلائه بها.
عروة الوثقی
[۲۷]مسألة ۲۷: یجب علی المکلف العلم بأجزاء العبادات وشرائطها وموانعها ومقدماتها، ولو لم یعلمها لکن علم إجمالاً أن عمله واجد لجمیع الأجزاء والشرائط وفاقد للموانع صح[۱۵]وإن لم یعلمها تفصیلاً.
[۲۹]مسألة ۲۸: یجب تعلم مسائل الشک والسهو بالمقدار الذی هو محل الابتلاء غالباً[۱۶]، نعم لو اطمأن من نفسه أنه لا یبتلی بالشک والسهو صح عمله[۱۷]وإن لم یحصّل العلم بأحکامهما.
- ↑ المحاسن، ج۱، فصل مصابیح الظلم، باب ۱۵، ص۲۲۹، ح۱۶۶
- ↑ همان، ح۱۶۸
- ↑ همان، ص۲۲۸، ح۱۶۲
- ↑ همان، باب ۱۳، ص۲۲۵، ح۱۴۹
- ↑ أمالی شیخ طوسی، المجلس الثالث، ص۶۸، ح۸
- ↑ أمالی شیخ مفید، المجلس الخامس، ص۴۲، ح۱۱
- ↑ تحف العقول، باب ما روی عن موسی بن جعفر(علیه السلام) فی قصار هذه المعانی، ص۴۱۰
- ↑ غرر الحکم و درر الکلم، فصل فی الفقه و الفقاهة، ص۴۹، ح۲۶۴
- ↑ أمالی شیخ طوسی، المجلس السابع عشر، ص۴۷۳ و ۴۷۴، ح۲
- ↑ أصول الکافی، ج۱، باب صفة العلم وفضله وفضل العلماء، ص۳۲، ح۳
- ↑ مستدرک الوسائل، ج۱۱، ابواب جهاد النفس، باب۶ استحباب التخلّق بمکارم الأخلاق، ص۱۹۰، ح۱۲
- ↑ أمالی شیخ طوسی، المجلس الأول، ص۹ و ۱۰، ح۱۰؛ أمالی شیخ مفید، المجلس السادس و العشرون، ص۲۲۷ و ۲۲۸، ح۶
- ↑ مقدمه رساله جامع جدید
- ↑ معنای الأعلم فالأعلم، در صفحۀ «۴۶» پاورقی «۱» ذکر شد.
- ↑ (للموانع صح): بمعنی ان له الاجتزاء به، واما الصحة الواقعیة فلا تتوقف علی ذلک بل تکفی فیها مطابقة العمل مع الواقع اذا تمشی منه قصد القربة.
- ↑ (بالمقدار الذی هو محل الابتلاء غالباً): بل بالمقدار الذی یطمئن معه بعدم مخالفته لحکم الزامی متوجه الیه عند طروهما لو لم یتعلم.
- ↑ (صح عمله): لا دخالة للاطمئنان المذکور فی الصحة، بل یحکم بها ان لم یتحقق الابتلاء أو تحقق مع عدم الاخلال بما یکون معتبراً فی الصحة بلحاظ حاله من احکام الشک والسهو دون ما لا دخل لها فیها کالاتیان بسجدتی السهو فان وجوبهما استقلالی.