Jump to content
تغییر منو
Toggle preferences menu
تغییر منوی شخصی
به سامانه وارد نشده‌اید
نشانی آی‌پی شما در صورت انجام هرگونه ویرایش به صورت عمومی قابل مشاهده خواهد بود.

ارتفاع و تطوق ماه

از ویکی احکام

طبق نظر آیت الله سیستانی:

ویژگی‌های زیر، تنها نشان‌دهنده وضعیت ماه در شب مشاهده هستند و ثابت نمی‌کنند که شب قبل، شب اول ماه بوده است. از جمله این موارد:

  • ارتفاع و بلندی ماه
  • دیر غروب‌کردن ماه
  • پُر نور بودن ماه
  • طوق‌دار بودن ماه [۱]

همسو: ≠ راه‌های ثبوت اول ماه


استفتائات

منابع فقهی

توضیح المسائل

مسئله ۱۷۰۲. بلند بودن ماه یا دیر غروب کردن آن، دلیل نمی‏شود که شب پیش، شب اوّل ماه بوده است. و همچنین اگر ماه طوق داشته باشد دلیل نمی‏شود که شب دوّم باشد.

رساله جامع

ج۲، مسئله ۲۵۳. بلند بودن ماه یا دیر غروب کردن آن، و همین طور نازک نبودن ماه، دلیل نمی‌شود که شب قبل، شب اوّل ماه بوده است.[۲]

همچنین، اگر ماه «طوق» داشته باشد[۳] دلیل نمی‌شود که شب دوّم باشد و نیز کامل بودن ماه دلیل بر این نمی‌شود که آن شب، شب چهاردهم ماه باشد.

المسائل المنتخبه

مسألة ۴۷۸: لا یثبت الهلال بحکم الحاکم، ولا بتطوّقه لیدلّ علی أنّه للیلة السابقة، ولا بقول المنجّم ونحوه.

منهاج الصالحین

قبل از مساله ۱۰۴۳

الفصل التاسع ثبوت الهلال

یثبت الهلال بالعلم الحاصل من الرؤیة .... ولا یثبت .... بتطوّق الهلال لیدلّ علی أنّه للیلة السابقة ....

مستندات فقهی

مستند این حکم، صحیحه ابوعلی‌بن‌راشد است. وی در نامه‌ای به امام حسن عسکری(علیه‌السلام) نوشت که «هلال پس از شفق مدت زیادی در آسمان باقی مانده است»؛ ازاین‌رو گمان کرده بود که هلالِ مشاهده‌شده، هلال شب دوم بوده و در نتیجه، ماه از روز قبل آغاز شده است.

امام(ع) در پاسخ، این برداشت را تأیید نکردند، بلکه معیار را تنها رؤیت شرعی هلال دانسته و فرمودند: «لا تصم إلا للرؤية» جز با رؤیت هلال، روزه مگیر.[۴]

از این روایت استفاده می‌شود که ویژگی‌هایی مانند ارتفاع هلال، مدتِ ماندن آن پس از غروب خورشید، پُرنور بودن یا طوق‌دار بودن، هرچند ممکن است از نظر نجومی اطلاعاتی درباره وضعیت ماه بدهند، اما به تنهایی حجت شرعی برای اثبات دوم بودن ماه نیستند و تنها ملاک در اثبات آغاز ماه، رؤیت است.

  1. ↑ طوق‌داشتن یا مطوّق‌بودن ماه، یعنی: قسمت پنهان ماه، به‌صورت هاله‌ای از نورِ ضعیف مشاهده شود.
  2. ↑ هرچند هلال ماه در شب اوّل، گاه درصد روشنایی کمی داشته (بسیار نازک بوده) و مدّت مکث کمی بعد از غروب آفتاب دارد، امّا در موارد متعدّدی هم هلال ماه شب اوّل، با درصد روشناییِ قابل توجّه مثلاً ۲ یا ۳ درصد (و گاه بیشتر) و مدّت مکث زیاد مثلاً‌ بیش از یک ساعت بعد غروب خورشید و حتّی بیشتر از این مقدار در آسمان ظاهر می‌شود و این در حالی است که در شب قبل، امکان رؤیت آن وجود نداشته و مطمئنّاً همان شب، ‌شب اوّل ماه می‌باشد و این امر از جهت کارشناسی امری ثابت و قطعی است. از نظر علمی، مدّت مکث و درصد روشنایی ماه شب اوّل بستگی به عواملی همچون زمان مقارنۀ ماه و خورشید و نیز در اوج یا حضیض بودن ماه دارد که توضیح آنها در کتب علمی موجود است؛ همین عوامل باعث می‌شود گاهی کامل شدن ماه در غیر از شب چهاردهم - مثلاً شب سیزدهم یا پانزدهم - واقع شود.
  3. ↑ یعنی قسمت پنهان ماه به صورت هاله‌ای از نور ضعیف مشاهده شود.
  4. ↑ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَلِيِّ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: كَتَبَ إِلَيَّ أَبُو الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيُّ ع كِتَاباً وَ أَرَّخَهُ يَوْمَ الثَّلَاثَاءِ لِلَيْلَةٍ بَقِيَتْ مِنْ شَعْبَانَ- وَ ذَلِكَ فِي سَنَةِ اثْنَتَيْنِ وَ ثَلَاثِينَ وَ مِائَتَيْنِ- وَ كَانَ يَوْمُ الْأَرْبِعَاءِ يَوْمَ شَكٍّ وَ صَامَ أَهْلُ بَغْدَادَ يَوْمَ الْخَمِيسِ- وَ أَخْبَرُونِي أَنَّهُمْ رَأَوُا الْهِلَالَ لَيْلَةَ الْخَمِيسِ- وَ لَمْ يَغِبْ إِلَّا بَعْدَ الشَّفَقِ بِزَمَانٍ طَوِيلٍ قَالَ فَاعْتَقَدْتُ أَنَّ الصَّوْمَ يَوْمَ الْخَمِيسِ- وَ أَنَّ الشَّهْرَ كَانَ عِنْدَنَا بِبَغْدَادَ يَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ- قَالَ فَكَتَبَ إِلَيَّ زَادَكَ اللَّهُ تَوْفِيقاً فَقَدْ صُمْتَ بِصِيَامِنَا قَالَ ثُمَّ لَقِيتُهُ بَعْدَ ذَلِكَ فَسَأَلْتُهُ عَمَّا كَتَبْتُ بِهِ إِلَيْهِ فَقَالَ لِي أَ وَ لَمْ أَكْتُبْ إِلَيْكَ إِنَّمَا صُمْتَ الْخَمِيسَ- وَ لَا تَصُمْ إِلَّا لِلرُّؤْيَةِ. ابوالحسن عسکری(ع) نامه‌ای برای من نوشت و تاریخ آن را روز سه‌شنبه ثبت کرد، در حالی که یک شب از ماه شعبان باقی مانده بود، و این در سال ۲۳۲ هجری بود. روز چهارشنبه، روزِ شک بود و مردم بغداد روز پنجشنبه را روزه گرفتند. آنان به من خبر دادند که هلال را در شب پنجشنبه دیده‌اند و هلال مدت بسیار زیادی پس از شفق غروب کرد. راوی می‌گوید: من بر این باور شدم که روزه در روز پنجشنبه [واجب] است، گرچه ماه [رمضان] نزد اهل بغداد، از روز چهارشنبه در نظر گرفته شده است. حضرت در پاسخ برای من نوشت: «خداوند توفیقت را افزون کند، تو با روزه ما روزه گرفته‌ای. راوی می‌گوید: مدتی بعد با آن حضرت ملاقات کردم و درباره مطلبی که برای ایشان نوشته بودم، از او پرسیدم. حضرت به من فرمود: «آیا برایت ننوشتم که من فقط روز پنجشنبه را روزه گرفته‌ام و جز بر اساس رؤیت [هلال] روزه نگیر؟» وسائل الشيعة، ج۱۰، ص۲۸۱